و دست‌هات... رمز باهم بودن را در خود دارند

و لب‌هات پناه‌گاه خشکی‌ها و عطش لب‌هامند

آغوش تو آرامگاهی است جان این خسته را

و یاد توست که در طوفان زندگی

امید را همراه این دل زنگار گرفته می کند

و دل را با نمد عشق

                        صیقل می دهد

کلمات از توصیف تو عاجزند

جملات از تصویرکردن تو ناتوانند

تو نسیم صبح خنک تابستانی

به شیرینی آفتاب

                        برای قلبی یخ‌زده

و چشمهات...

/ 9 نظر / 17 بازدید
سه حرفی تو

«تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی/ ورنه هر فتنه که بینی همه از خود بینی»

امین موسی وند

باسلام حضورنويسنده ي محترم وبلاگ خيلي دوست داشتم ديگه تو وبلاگ شما نيام و نظر ندم.اما خب به عنوان آخرين نظر.چون من امشب ميرم كرج تا براي يك هفته ازاين همه زخم و درد و آزاري كه درمدت اين چهار ماهه تحمل كردم كمي نفس بكشم .البته من به هيچ عنوان ازدست كسي ناراحت نيستم و هيچ گله و شكايتي ندارم .چون مشكل ازكسي نيست .اين سرنوشته منه.سرنوشتي است كه بيست سال است دارد بامن زندگي ميكند .بيست سال رنج،آزار؛تحقير،فحاشي . فریب و كلي بدی های ديگه.الان چند وقتي است ازخداي مقدس خودم ميخواهم كه سرنوشتم هرچه زودترتموم بشه .اونوقته كه ميتوان نه براي يك هفته بلكه براي هميشه آزادانه نفس كشيد. موفق و نويسا باشيد. بابت مزاحمتها پوزش ميخوام. امین موسی وند

سه حرفی تو

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای به کجا می روی عشششششششششق منننننننننننننن؟؟[سبز][سبز][سبز][سبز]

سه حرفی تو

[سبز]

سه حرفی تو

[سبز]

سه حرفی تو

[سبز]

یک رهگذر

دستها در هم قفل میشوند، باز سرگشته یک حرف میشوند؛ نگاه ها پر از حرف میشوند، آسمان سفید از برف میشود[گل]

غریبه

از بعد اقای موسی وند چقدر سه حرفی زیادشده حالمون به هم خورد بابا اسمتونو یه چیز دیگه بذارین.......

جواد چوبداری

امید است همیشه درکارهایت موفق باشی